اوليويه ( مترجم : محمد طاهر ميرزا )

117

سفرنامه اوليويه ( فارسى )

شود و چون بارندگى نباشد ، گردوغبار برانگيزد و به ناچار به هنگام خشكى و گرمى هوا ، بازار و محلات را خوب و به اهتمام آب‌پاشى كنند . خانه‌ها يك يا چند بهار خواب دارند كه چهار پنج ماه از سال در آن بخوابند . زاينده‌رود در وقت ورود ما آب بسيار كمى داشت . اما از قرارى كه گفتند و به موجب آثار و علائمى كه ديديم ، بعضى اوقات آب آن بيشتر از رودخانهء « سن » است . نهرها و شعبه‌ها از آن جدا كنند كه تمام نواحى اصفهان از آن سيراب مىشود . جريان آن از مغرب به مشرق است . منبعش از جبال لرستان و مصبّش در قرب بيست و پنج فرسخ از اصفهان در ريگزار و باطلاق و مرداب بود كه در آنجا به زير زمين فرو رفته و تمام مىشود . طول مجراى آن قريب به شصت فرسنگ است . بعد از ملاحظهء آنچه كه در اصفهان سزاوار ديدار بود ، چند روزى را هم در جلفا گذرانيديم . راهى كه به جلفا رود از خيابان چهارباغ و از پل « اللَّه‌ورديخان » مىگذرد ، كه ما رفتيم . اين پل را در زمان شاه عباس ، اللَّه ورديخان كه بزرگ اينجا بود ، به مصارف مختلف ساخت . پلى است ساده و هموار ، سيصد و شصت قدم طول و بيست قدم عرض دارد . وسط [ آن ] از براى بار و سوار ، در جنبين آن براى عبور پيادگان ، دالانى مسقّف به پهناى هشت قدم و به ارتفاع بيست و پنج قدم الى سى قدم ساخته‌اند . بالاى سقف اين دالان كه همچنان محل عبور و تفرّج است ، دو طرف محجّر دارد . به ارتفاع سه قدم و چند اصبع . بر اين سقف از پله‌هايى كه در برجى كه در دو سر اين دالان است ، بر اين سقف بالا روند . تمام اين پل از آجر و سنگهاى تراشيده شده بسيار صعب و سخت است و سى و سه چشمهء بزرگ دارد . چون آب رودخانه [ كم شود ] ، به واسطهء دالانى كه در جوف پل ساخته‌اند ، از زير پل نيز مىتوان عبور كرد . تمام اين رودخانه را با سنگهاى بزرگ و تراشيده ، فرش كرده‌اند و در نهايت استحكام بهم وصل كرده‌اند . بعضى از اين سنگها را در مسافات متناسب بر روى هم نهاده‌اند ، به قسمى كه شخص مىتواند پاى خود را روى آن گذارد و به آب تر نشود . در سياحتنامهء تاورنيه و شاردن از اين پل و پلهاى ديگر كه ربع فرسخى پايين‌تر است ، شرحى مفصل مذكور است . جلفا به قدر سيصد قدم از اين پل دور است . طول آن از شمال به جنوب قريب به يك ميل و از شرق به مغرب نصف ميل و كوچه‌هاى آن بسيار وسيع است و خانه‌هاى بسيار خوب كه در تمامى آنها ، باغ است و از زاينده‌رود مشروب مىشود ، وجود دارد . در اينجا تاك انگور و بسيارى از اشجار مثمره و سبزيها كاشته‌اند . آنچه از تاك ديديم ، تمام به [ چوب بست ] كشيده بودند . به اين واسطه خيابانهاى سايه‌دارى احداث شده بود . مقدارى انگورى كه از اين نوع